درباره وبلاگ

به نام حضرت دوست
من اگر شکسته عهدم تو وفای خود نگه کن
به خطای من چه بینی به عطای خود نگه کن‏
ای امام رضا
زمان
منوی اصلی
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوند های مرتبط
جستجو در مطالب
نظرسنجی
آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
حمایت می کنیم
صلوات خاصه امام رضا (ع)
پخش زنده
نوای وبلاگ
پیوندهای دوستان
خبرنامه وبلاگ
برای اطلاع از به روز شدن وبلاگ در خبرنامه عضو شوید





Powered by WebGozar

لوگوهای دوستان
درباره نویسنده
مدیر وبلاگ :
نام : سید علی اکبر زمانی
 تاریخ تولد : 1375
 شغل : محصل
 مقطع تحصیلی :
 دوم دبیرستان
طراحی قالب :
طراحی اولیه : Learningbet
ویراستاری و ترجمه به مهین بلاگ :
NegineToos
پیام ها
اندازه قلم : گ گ گ

پیام مدیریت وبلاگ : به وبلاگ نگین توس خوش آمدید . در صورتی که مطلبی برای شما مفید بود ، حتماً در نظرات اعلام بفرمایید .

منزلت شیعیان


وبلاگ نگین توس


شیعة علی هم الفائزون یوم القیمة.

تنها کسانی که روز قیامت به فوز الهی نائل می‏شوند، شیعیان علی علیه‏السلام می‏باشند. 

«امام رضا علیه‏السلام» 

امام رضا علیه‏السلام از نزدیکی طوس عبور می‏کرد که صدای شیون و زاری شنید و با یکی از یارانش، موسی بن‏ سیار، آنجا رفته و جنازه‏ای را مشاهده کردند؛ از اینرو حضرت رضا علیه‏السلام از اسب پیاده و نزدیک جنازه رفت و او را بلند کرده و به سینه‏ی خود چسباند و به موسی بن‏ سیار فرمود: 

«ای موسی! هر کس جنازه‏ی دوستی از دوستان ما را تشییع کند، گناهانش آمرزیده و چون روز تولدش پاک و مطهر می‏شود.» 

وقتی جنازه را تشییع و نزدیک قبر روی زمین گذاشتند، امام رضا علیه‏السلام از بین مردم خود را به او رسانده و دست مبارک خود را به سینه‏ی او نهاد و فرمود: 

«ای فلان پسر فلان! بهشت و را برای تو بشارت می‏دهم. بعد از این لحظه، وحشت و ترسی بر تو نیست.» 

موسی بن ‏سیار پرسید: 

«جانم فدای شما؛ آیا او را می‏شناختید؟ شما که تاکنون به این دیار نیامده بودید؟!» 

امام رضا علیه‏السلام فرمود: 

«ای موسی! آیا نمی‏دانی که اعمال شیعیان ما هر صبح و شما برای ما عرضه می‏شود؟ اگر کار نیک یا گناهی از ایشان سر زند، از خداوند متعال برای آنها پاداش یا آمرزش می‏خواهیم.»

منیع : كتاب بدرقه یار



ارسال شده در: مقالات رضوی ،
نوشته شده در دوشنبه 1 اسفند 1390 | لینك ثابت | نظرات ( )
تمثل معصومان در بستر مرگ

وبلاگ نگین توس

من مات لا یعرفهم و لا یتولاهم بأسمائهم و أسماء آبائهم مات میته جاهلیة . 

کسی که در حال عدم شناخت و پذیرش ولایت ایشان (امام معصوم علیهم‏السلام) از دنیا برود، به مرگ جاهلیت می‏میرد. 

«امام رضا علیه‏السلام» 

روزی امام رضا علیه‏السلام به عیادت یکی از یاران خود که در بستر بیماری بود رفت. وقتی حضرت حالش را پرسید، او شروع به بیان شدت درد و ناراحتی‏اش مبنی بر اینکه با مرگ دست و پنجه نرم می‏کند، نمود. 

حضرت رضا علیه‏السلام فرمود: 

«این درد و ناراحتی مقدمه‏ی مرگ است و نه خود مرگ؛ جز این نیست که برخی با مرگ به آسایش رسیده و بعضی راحتی را از دست می‏دهند؛ ایمان به خدا و ولایت را مجددا اقرار کن تا از آسایش یافتگان باشی.»

بعد از عمل به فرمایش امام علیه‏السلام، او گفت: 

«ای فرزند رسول خدا! فرشتگان الهی را می‏بینم که با تحیت و هدایا در محضر شما ایستاده و سلام می‏کنند؛ اجازه ده تا بنشینند.» 

بعد از رخصت، حضرت به او فرمود: 

«از آنها بپرس که آیا به ایشان دستور قیام نزد من، داده‏اند؟» 

آن مرد گفت: 

«می‏گویند: " اگر همگی نزد شما آیند، تا رخصت جلوس نفرمایید، در حال قیام خواهند بود ".» 

سپس او چشمانش را بست و گفت: 

«سلام بر تو ای فرزند رسول خدا! اکنون شما و رسول اکرم صلی الله علیه و آله و همه‏ی امامان، برای من تمثل یافتید.» 

و جان به جان آفرین تقدیم کرد.

منبع : كتاب بدرقه یار



ارسال شده در: مقالات رضوی ،
نوشته شده در یکشنبه 30 بهمن 1390 | لینك ثابت | نظرات ( )
راز خرما

 وبلاگ نگین توس

صل رحمک و لو بشربة من ماء و أفضل ما توصل به الرحم کف الأذی عنها .

صله‏ی ارحام کنید گرچه به یک جرعه آب؛ بهترین مورد صله‏ی رحم باز داشتن آزار و اذیت از ارحام است. 

«امام رضا علیه‏السلام» 

ابوحبیب نباجی در عالم رؤیا ظرفی پر از خرمای صیحانی، نزد رسول اکرم صلی الله علیه و آله در مسجدی که هر سال حاجیان و از آن استفاده می‏کردند دید که حضرت یک مشت از آن خرما به او داد. 

وقتی ابوحبیب خرماها را شمرد و دید که هیجده دانه است، با خود گفت: 

«عمر من بعد از هیجده سال به پایان می‏رسد.» 

بعد از بیست روز در حالیکه در مزرعه مشغول کار بود، خبر آوردند که امام رضا علیه‏السلام از مدینه آمده و در همان مسجدی که در خواب دیده بود منزل نموده و مردم دسته دسته به زیارت حضرت می‏روند. از اینرو او نیز حرکت کرد و وقتی به مسجد رسید، امام رضا علیه‏السلام را همان جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بود دید که کنارش مثل همان خرمای صیحانی می‏باشد. 

بعد از سلام و احوالپرسی حضرت رضا علیه‏السلام وی را نزد خواند و مشتی از آن خرما به او داد. 

ابوحبیب بعد از شمارش دید، اینها نیز هیجده دانه است و از حضرت خواست تا خرمای زیادتری دهد و لیکن امام رضا علیه‏السلام فرمود: 

«اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله خرمای بیشتر می‏داد، من نیز همان کار را انجام می‏دادم.»

منبع : كتاب بدرقه یار



ارسال شده در: مقالات رضوی ،
نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390 | لینك ثابت | نظرات ( )
دوازده امام در دنیا و آخرت

وبلاگ نگین توس

بالإمام تمام الصلاة و الزکاة و الصیام و الحج و الجهاد. 

نماز، زکات روزه، حج و جهاد با عقیده‏ی به امامت صحیح می‏باشند. 

«امام رضا علیه‏السلام» 

بعد از شهادت امام موسی کاظم علیه‏السلام، عده‏ای زنده بودن آن امام را مبنی بر اینکه او زنده و مهدی منتظر است و اکنون در غیبت به سر برده و روزی ظهور خواهد کرد، رواج دادند و امامت امام رضا علیه‏السلام را انکار کرده و به مذاهب واقفه مشهور شدند. 

 یکی از وکلای امام موسی کاظم علیه‏السلام، علی بن ‏ابی‏حمزه‏ی بطائنی بود که بعد از شهادت حضرت با اعتقاد به مذهب واقفه از دنیا رفت و در همان روز امام رضا علیه‏السلام به یکی از یاران خویش، حسن و شاء، فرمود: 

«امروز علی بن ‏أبی‏حمزه بطائنی از دنیا رفت؛ وقتی او را در قبر گذاردند، دو فرشته درباره‏ی پروردگار، پیغمبر و امامش از او سؤال کردند و در جواب وقتی به نام موسی بن ‏جعفر علیهماالسلام رسید، ساکت ماند و از او پرسیدند: " امام بعد از او کیست؟ " از آنجا که او با مذهب واقفه از دنیا رفت، نتوانست جوابی دهد و آندو فرشته گفتند: " آیا موسی بن ‏جعفر این عقیده را به تو آموخت؟! " سپس ضربه‏ای آتشین که تا روز قیامت دامنگیرش خواهد بود، بر او فرود آوردند.»

منبع : كتاب بدرقه یار



ارسال شده در: مقالات رضوی ،
نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390 | لینك ثابت | نظرات ( )
ولادت نور

وبلاگ نگین توس

الإمام الأمین الرفیق و الوالد الشفیق و کالأم البرة بالولد الصغیر و مفرغ العباد. 

امام امین، رفیق، پدر مهربان و چون مادری دلسوز به فرزند خردسال و پناه بندگان خدا می‏باشد. 

«امام رضا علیه‏السلام» 

امام موسی کاظم علیه‏السلام یکی از یاران خود، هشام بن احمد، را سوی برده فروش مغرب زمین فرستاد و تا کنیزی را که حضرت روز قبل صحبتش را با صاحب او در میان گذارده بود، بخرد. 

وقتی هشام کنیز را خرید، برده فروش گفت: 

«من این کنیز را از مغرب زمین خریده و زنی از اهل کتاب وقتی او را دید، اظهار داشت:"این کنیز کجا و تو کجا؟! او باید نزد بهترین آفریده‏ی خدا باشد؛ از او کسی به دنیا می‏آید که اهل مشرق و مغرب او را اطاعت کنند".» 

بعد از اینکه او نزد امام موسی کاظم علیه‏السلام شرفیاب شد، حضرت او را نجمة و پس از تولد امام رضا علیه‏السلام طاهرة صدا می‏زد. 

طاهرة، مادر بزرگوار امام رضا علیه‏السلام می‏فرمود: 

«در ایام و بارداری صدای تسبیح و تمجید فرزندم، خداوند متعال را می‏شنیدم. هنگام تولد دو دست را بر زمین نهاد و سر به آسمان بلند کرد و زمزمه‏ی ذکر خدا بر لبانش نقش بست. وقتی او را در جامه‏ی سفید به خدمت پدر بزرگوارش بردم، به گوش راست اذان و گوش چپ او اقامه را خواند و کامش را به آب فرات آمیخت و به من فرمود: "این بچه را بگیر؛ او بقیة الله روی زمین است".»

منبع : بدرقه یار



ارسال شده در: مقالات رضوی ،
نوشته شده در جمعه 28 بهمن 1390 | لینك ثابت | نظرات ( )
چهل حدیث از حضرت علی بن موسی الرضا
New Page 4

1- مجالسة الاشرار تورث سوء الظن بالاخیار. 

همنشینی با بدکاران، باعث بدبینی نسبت به خوبان می‏شود. 

2-أحسن الناس ایمانا أحسنهم خلقا و ألطفهم بأهله. 

بهترین مردم از لحاظ ایمان آن است که خوشخوی‏ترین آنان باشد و نسبت به خانواده‏اش با لطف و مهربانی فراوان رفتار نماید. 

3- احفظ لسانک تعز و لا تمکن الشیطان من قیادک فتذل. 

زبان خودت را نگه دار تا عزیز و مقدم باشی و زمام نفس خودت را به شیطان مسپار تا خوار و زبون نگردی. 

4- أحسن بالله الظن فان الله عزوجل یقول: أنا عند ظن عبدی، ان خیرا فخیر و ان شرا فشر. 

نسبت به پروردگارت گمان نیکو داشته باش زیرا خداوند متعال می‏فرماید من درباره بنده‏ام چنان خواهم کرد که او می‏پندارد، اگر خوب تصور کند خوب و اگر بد اندیشد بد. 

5- اصطنع الخیر الی أهله و الی من هو غیر أهله فان لم تصب من هو أهله فأنت أهله. 

خیر و خوبی را نسبت به هر اهل و نااهلی روا دار، اگر کسی در خور و  شایسته آن بود که بود و اگر نبود تو خود لایق و سزاوار آنی. 

6- أفواهکم طرق من طرق ربکم فنظفوها. 

یکی از راه‏های ارتباط با خداوند دهان‏های شماست، پس آن را پاکیزه نگه دارید. 7- ألتائب من الذنب کمن لا ذنب له. 

توبه کننده از گناه مانند کسی است که هرگز مرتکب گناهی نشده است. 

8- التواضع أن تعطی الناس ما تحب أن تعطاه. 

تواضع آن است که آنچه را که بر خود می‏پسندی بر دیگران روا داری. 

9- التوکل أن لا تخاف أحدا الا الله. 

توکل آن است که جز از خدا از احدی بیم نداشته باشی. 

10- السفلة من کان له شی‏ء یلهیه عن الله. 

پست و فرومایه کسی است که به چیزهایی سرگرم شود و از یاد خدا غافل ماند. 

11- الصلوة قربان کل تقی. 

نماز موجب نزدیکی هر پرهیزگاری به خداوند است. 

12- المرء مخبوء تحت لسانه. 

شخصیت مرد زیر زبانش پنهان است. 

13- المؤمن اذا غضب لم یخرجه عن حق. 

مؤمن وقتی خشمگین می‏شود از حق منحرف می‏شود. 

14- أحبب حبیبک هونا ما عسی أن یکون بغیضک یوما ما و أبغض 

بغضک هونا ما عسی أن یکون حبیبک یوما ما. 

در دوستی اعتدال را نگه دار زیرا ممکن است روزی با تو از در دشمنی در آید، و در خصومت با دشمنت نیز از حد مگذر زیرا ممکن است زمانی با تو دوست شود. 

15- اعمل لدنیاک کأنک تعیش أبدا و اعمل لآخرتک کانک تموت غدا. 

در امور زندگی و دنیا چنان بکوش که گویا همیشه زنده خواهی ماند و برای آخرت چنان تلاش کن که گویا فردا خواهی مرد. 

16- الایمان اربعة أرکان التوکل علی الله و الرضا بقضاء الله و التسلیم لامر الله و التفویض الی الله. 

ایمان چهار رکن دارد توکل به خدا، رضا به قضای الهی، تسلیم به امر پروردگار، و واگذاشتن همه امور به قادر متعال. 

17- التوحید کل من قرأ قل هو الله أحد و آمن بها فقد عرف التوحید. 

هر کس سوره قل هو الله احد را بخواند و به آن ایمان داشته باشد به یقین، توحید را شناخته است. 

18- السخی یأکل من طعام الناس لیأکل الناس من طعامه و البخیل لا یأکل من طعام الناس لأن لا یأکلوا من طعامه. 

جوانمرد و سخی از غذای دیگران می‏خورد تا آنان نیز از غذای او بخورند، ولی بخیل و لئیم از طعام دیگران نمی‏خورد تا آنان نیز از طعامش نخورند. 

19- الصمت باب من ابواب الحکمة ان الصمت یکسب المحبة انه دلیل علی کل خیر. 

سکوت دری از درهای حکمت است، یقینا سکوت جلب محبت نموده و راهنمای هر خیری است.

 

وبلاگ نگین توس


20- العالم بین الجهال کالحی بین الاموات، أطلبوا العلم فانه السبب بینکم و بین الله عزوجل و ان طلب العلم لفریضة علی کل مسلم. 

شخص دانا در میان مردم نادان مانند فرد زنده‏ای در میان مردگان است. دانش بیاموزید تا بدینوسیله به خداوند نزدیک شوید، کسب دانش بر هر فرد مسلمان واجب است. 

21- المصیبة للجازع اثنان و للصابر واحدة. 

اندوه و مصیبت برای شخص ناشکیبا دو تا و برای بردبار و صابر یکی است. 

22- الهدیة تذهب الضغائن من الصدور. 

هدیه کینه‏ها را از دل‏ها می‏زداید. 

23- ان الله یبغض القیل و القال و اضاعة المال و کثرة السؤال. 

پروردگار بگو مگو کردن (مجادله لفظی) و هدر دادن مال و زیاد سؤال کردن را دشمن می‏دارد. 

24- ان ذکر الموت أفضل العبادة. 

به یاد مرگ بودن بزرگترین عبادت است. 

25- ان العمل الدائم القلیل علی الیقین و البصیرة أفضل عندالله من العمل الکثیر علی غیر الیقین و الجهد. 

عمل دائم اندک که از روی یقین و بصیرت باشد نزد خدای متعال 

از عمل زیاد و بسیار که بر پایه یقین استوار نباشد، برتر است. 

26- ان شر الناس من منع رفده و أکل وحده و جلد عبده. 

بدترین مردم کسی است که از عطا و بخشش دریغ ورزد و تنها بخورد (یعنی مهمان نپذیرد) و به زیر دستش جور و ستم روا دارد. 

27 - انه لو رأی العبد أجله و سرعته الیه لأبغض الامل و ترک طلب الدنیا 

اگر آدمی مرگ و شتاب و سرعت آن را به سوی خودش ببیند از آرزو داشتن دوری می‏نمود و دنیا طلبی را ترک می‏کرد. 

28- أول ما یسأل عنه العبد حبنا أهل‏البیت. 

اولین پرسشی که در قیامت از بنده می‏شود، دوستی ما اهل‏بیت علیهم‏السلام است. 

29- ایاکم و مشاجرة الناس فانها تظهر الغرة و تدفن العزة. 

از مشاجره و مجادله‏ی با مردم دوری کنید، چون گستاخی و خودخواهی را آشکار و آبرو و عزت را نابود می‏سازد. 

30- ان موسی بن عمران سئل ربه و رفع یدیه فقال یا رب أبعید أنت فأنادیک أم قریب أنت فاناجیک، فأوحی الله تعالی الیه أنا جلیس من ذکرنی. 

حضرت موسی بن عمران علیه‏السلام دستهایش را به جانب پروردگار بلند نموده عرض کرد: پروردگارا آیا دوری تا با صدای بلند ندایت کنم، یا نزدیکی تا آهسته سخن بگویم؟ خداوند متعال به او خطاب فرمود: ای موسی من همدم و همراز کسی هستم که مرا یاد کند. 

31- تزاوروا، تحابوا و تصافحوا و لا تجاشموا. 

به دیدار یک دیگر بروید، به هم محبت نمایید، دست دوستی به یکدیگر بدهید و همدیگر را به رنج و زحمت نیاندازید. 

32- حسنوا القرآن باصواتکم فان الصوت الحسن یزید القرآن حسنا. 

قرآن را با صداهای زیبا و جذاب زینت بخشید، به تحقیق صوت خوش بر زیبایی آن می‏افزاید. 

33- رأس العقل بعد الایمان بالله، التودد الی الناس و اصطناع الخیر الی کل بر و فاجر. 

قله خردمندی بعد از ایمان به خداوند، دوستی و محبت با مردم است و نیکی کردن به همگان از خوب و بد است. 

34- سرعة المشی‏ء تذهب ببهاء الرجل. 

تند راه رفتن هیبت و وقار مرد را می‏برد. 

35- سلوا ربکم العافیة فی الدنیا و الآخرة. 

تندرستی دنیا و رستگاری آخرت را از خداوند قادر متعال درخواست کنید. 

36- لا یأبی الکرامة الا الحمار. 

نیکی را رد نمی‏کند مگر الاغ. 

37- من حق الضیف أن تمشی معه فتخرجه من حریمک الی الباب. 

از حقوق میهمان بر تو آن است که او را تا درب منزل همراهی و بدرقه کنی. 

38- من علامات الفقیه الحلم و العلم و الصمت، ان الصمت باب من أبواب الحکمة، ان الصمت یکسب المحبة، انه دلیل علی کل خیر. 

از نشانه‏های فقیه بردباری، دانش و سکوت است. سکوت دری از درهای حکمت است. سکوت موجب جلب محبت و راهنمای هر خیر و خوبی است. 

39- من فرج عن مؤمن فرح الله قلبه یوم القیامة. 

هر کس گره‏ای از کار مؤمنی بگشاید و او را شاد گرداند، خداوند قلب او را در قیامت شادمان می‏سازد. 

40 - نجاة المؤمن فی حفظ لسانه. 

نجات مؤمن در حفظ زبانش است. 

و الحمد لله أولا و آخرا و السلام علی بقیة الله روحی فداه دائما 

24/صفر/ 1425 ه ق مشهد مقدس



ارسال شده در: احادیث رضوی ،
نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن 1390 | لینك ثابت | نظرات ( )
مخالفان ولایت عهدی

عباسیان با نگرانی، مسأله ولایت عهدی را تعقیب می‏کردند. مخالفان سیاسی مأمون در بغداد، در همان سال که خبر واگزاری ولایت عهدی به علی بن موسی الرضا علیه‏السلام منتشر شد، دست بیعت به سوی منصور بن مهدی، عموی مأمون دراز کردند، اما منصور بیعت آنان را واگذاشت و فرمانداری بغداد را عهده‏دار شد. 

عباسیان اطراف مهدی بن ابراهیم را گرفتند و با وی بیعت کردند تا مبادا بعد از مأمون خلافت از خاندان آنان خارج شود. آنها ابراهیم بن مهدی را امیرالمؤمنین و خلیفه و ولی عهد خواندند. 

تنها عباسیان بغداد نبودند که با ولایت عهدی علی بن موسی الرضا علیه‏السلام مخالفت می‏ورزیدند، بلکه این نارضایتی در میان نزدیکان مأمون و عباسیانی که دست وی را هنگام بیعت به گرمی فشرده بودند نیز رواج داشت. 

سرشناس‏ترین این گروه اخیر، عیسی بن یزید جلودی، علی بن عمران، و ابویونس بودند که تا پای جان دست از مخالفت برنداشتند، و به گفته‏ی شیخ صدوق در جلسه‏ای که مأمون آنها را برای بیعت با حضرت رضا علیه‏السلام فراخواند آنها آنها یکی پس از دیگری امتناع کردند، مأمون نیز دستور داد آنها را گردن زدند.


وبلاگ نگین توس


علاوه بر عباسیان، در میان شیعیان نیز افرادی با ماجرای ولایت عهدی به مخالفت برخاستند و از حضرت رضا علیه‏السلام در این باره توضیح خواستند، آن حضرت نیز با ادله کافی آنها را نسبت به حقایق و ماهیت ولایت عهدی و اکراه و اجباری که حضرت در پذیرش آن داشت آگاه می‏کرد، حتی شدت مخالفت با حضرت به حدی بود که بعضی قصد کشتن حضرت را داشتند. 

صاحب خرائج به نقل از محمد بن زیاد می‏نویسد: 

آن زمانی که حضرت ولی عهد بود، روزی من در خدمت امام رضا علیه‏السلام بودم، مردی از خوارج که کاردی مسموم در دست داشت وارد شد. او به دوستان خود گفته بود که: نزد کسی می‏روم که مدعی است پسر پیغمبر است و ولی عهد مأمون شده. ببینیم چه دلیلی برای کار خود دارد. اگر دلیل قانع کننده‏ای داشت قبول می‏کنم و گرنه مردم را از دستش آسوده می نمایم. 

 هنگامی که او وارد شد، حضرت به او فرمود: جواب سؤالت را می‏دهم مشروط بر اینکه یک شرط را بپذیری. 

گفت: چه شرطی را؟ 

فرمود: به شرط اینکه اگر جوابت را دادم و قانع شدی کاردی که در آستین پنهان کرده‏ای را بشکنی و دور بیندازی. 

آن مرد متحیر شد و کارد را خارج کرد و دسته‏اش را شکست. آنگاه پرسید چرا ولی عهدی این ستمگر را پذیرفتی با اینکه آنها را کافر می‏دانی، و تو پسر پیامبری. چه چیز تو را بر این کار واداشته است؟ 

امام فرمود: بگو ببینم آیا اینها در نظر تو کافرند یا عزیز مصر و اطرافیانش؟ مگر اینها بر وحدانیت خدا قائل نیستند؟ در حالی که آنها نه خدا را می‏شناختند و نه موحد بودند، یوسف هم خود و هم پدرش پیامبر بودند، ولی یوسف به عزیز مصر که کافر بود گفت: مراد وزیر دارائی خود قرار ده که مردی وارد و امین هستم و با فرعون‏ها نشست و برخاست می‏کرد. 

من از اولاد پیامبرم، مرا به این کار مجبور کردند و به زور وادار نمودند. چرا کار مرا نمی‏پسندی و از من خوشت نمی‏آید؟ 

آن شخص گفت: ایرادی نیست بر شما و من گواهی می‏دهم که تو پسر پیامبری و راست می‏گویی.



ارسال شده در: مقالات رضوی ،
نوشته شده در شنبه 8 بهمن 1390 | لینك ثابت | نظرات ( )
عناوین آخرین مطالب ارسالی
روزشمار غیبت حضرت صاحب الامر (عج)